پرش به محتوای اصلی

نیم‌تنه نبوغ گل‌ها

HADB 151شماره موزه MG 17190تپه کلان
تپه کلانپیکرهگچ‌بریقالب‌گیری
پیکره از گچ‌بری: نیم‌تنه نبوغ گل‌ها، تپه کلان، حدّه
برای بزرگنمایی کلیک کنید

عکس: آلکساندرا وانلین

گالری (3)
تپه کلان

مکان

تپه کلان142

توضیحات

نبوغ گل‌ها یکی از مشهورترین آثار یافت شده در هدا است و موضوع مقاله‌ای توسط آلفرد فوشه بوده است (فوشه، ۱۹۳۰). این اثر در یک کلیسای کوچک در نزدیکی استوپا ۱۴۰ کشف شد. در عمق این چایتیا ، بر روی یک سکو، یک بودا در حال راه رفتن (ارتفاع تخمینی حدود ۲۲۰ سانتی‌متر) قرار داشت که توسط دو مجسمه دیگر به ارتفاع ۹۰ تا ۱۰۰ سانتی‌متر احاطه شده بود که در هر گوشه قرار داشتند. بر روی دیوار که به طور متقارن نسبت به نبوغ گل‌ها قرار داشت، نیم‌تنه دیگری، یک نمازگزار در آنجالی‌مودرا وجود داشت که هنگام قالب‌گیری فروریخت.

متون باستانی گزارش می‌دهند که برخی از خدایان فقط تا نیمه بدن خود را نمایان می‌کردند، چیزی که هنرمندان احتمالاً در اینجا خواسته‌اند نشان دهند. این نبوغ با دست راست خود (که اکنون از بین رفته) تمام مقدار گل‌های موجود در سینوس اوتاریا خود را که توسط دست دیگرش نگه داشته شده بود، برداشت تا گلبرگ‌ها را بر روی بودا ببارند. او با سینه برهنه، گردنبندی از یک زنجیر بزرگ می‌پوشد که یک مدالیون بیضی شکل در آن جاسازی شده است. اگرچه این اثر از کیفیت استثنایی برخوردار است، به نظر نمی‌رسد که نبوغ خاص و قابل شناسایی باشد. در این صحنه‌آرایی، او به گروه پرستش‌کنندگان «کمکی» تعلق دارد که هنرمندان بودایی زمینه تابلوها یا نقش‌برجسته‌ها را با آن‌ها پوشانده‌اند. او یک نبوغ در میان بسیاری دیگر است، یک دواپوترا (پسر خدا)، یک موجود الهی. او هیچ لاکشانا ، نشانه یا ویژگی‌ای ندارد که بتواند او را در میان خدایان بزرگ طبقه‌بندی کند. نقش او به عنوان یک نمازگزار پرتاب‌کننده گل همیشه به نبوغ‌های معمولی اختصاص داده می‌شود.

مشاهدات

نبوغ گل‌ها با آنتینوس ورتومنه لاتران و زفیر برج بادها در آتن مقایسه شده است. این شباهت سوالاتی را برانگیخته است: آیا این یک برخورد ساده بود یا تقلید مستقیم؟ آ. فوشه تخمین می‌زند که آنچه مهم است، بیش از حالت و حرکت، نیت است. اما در اینجا، کاملاً متفاوت است. در دنیای کلاسیک، این حالت استعاره فصل بهار است. در اساطیر بودایی، این حرکت معمول دِواها برای گرامیداشت متبرک است. شخصیت هلنیستی آشکار است: چیدمان منعطف و متقارن طره‌های مو در اطراف پیشانی، بیضی کامل صورت، مدل‌سازی عصبی چشم‌ها و لب‌ها. این چهره‌ای زیبا است که برخی پرتره‌های اسکندر کبیر را به یاد می‌آورد. اما شباهت‌ها اینجا پایان می‌یابند زیرا فقط صورت یونانی است. شال هندی است، مانند گل‌ها، ظاهراً یاس. جواهرات هندی هستند: دستبندهای مچ دست، مدالیون توسط زنجیرهای کوچک بر روی سینه نگه داشته شده است. و البته، لاله‌های گوش تغییر شکل یافته. می‌توان متوجه شد که سوراخ‌های گوش خالی هستند. ممکن است برای توجه اهداکنندگان متدین بوده که جواهرات واقعی در آن قرار دهند. بدون این جزئیات کاملاً هندی، فوشه تخمین می‌زند که تقریباً می‌توان نبوغ گل‌ها را به مکتب لیزیپوس، در پایان قرن چهارم قبل از میلاد نسبت داد. در پایان استدلال خود، دانشمند نتیجه می‌گیرد که این اثر احتمالاً نتیجه تقلید مستقیم نیست. به گفته او، تضاد چشمگیر بین بدن و سر را می‌توان با ساخت جداگانه، توسط دو دست مختلف توضیح داد. اما، او اضافه می‌کند، مطمئن است که آن‌ها برای یکدیگر و در همان زمان ساخته شده‌اند. او یک فرضیه ارائه می‌دهد: سر از یک قالب نسبتاً قدیمی خواهد بود که در کارگاه حفظ شده و فقط بدنه دوره‌ای پایین را نشان می‌دهد. ما تعمیم این تکنیک را در هدا می‌بینیم. چهره‌هایی که از همان قالب آمده‌اند و برخی از این قالب‌ها پیدا شده‌اند. این بهترین توضیح، به گفته او، این ناسازگاری است. «برای هندی‌ها، این یک چهره بیشتر پرستش‌کننده بود تا قابل ستایش، نیمی از قالب و نیمی مدل‌سازی شده» (فوشه، ۱۹۳۰).

۱۹۲۸ / امروز

نیم‌تنه نبوغ گل‌ها
نیم‌تنه نبوغ گل‌ها
۱۹۲۸امروز

عکس کاوش ژول بارتو در سال ۱۹۲۸ در کنار عکسی تازه از الکساندرا ونلین.

ویژگی‌ها

ابعاد

H: 48.2cm

تکنیک

قالب‌گیری

ماده

گچ‌بری

نوع شیء

پیکره

سایت

تپه کلان - 142

محل نگهداری

موزه گیمه

شماره موزه

MG 17190

آثار چندرنگی

بله

مرمت

در آزمایشگاه

بازشناسی این پیکره را بیاموزید