پرش به محتوای اصلی

تاریخ کاوش‌های هَدَّه

HADB
۱۴۰۴/۱۱/۲۶
9 دقیقه مطالعه

مقدمه

هَدَّه (به پشتو: هډه) یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های صومعه‌ای بودایی جهان باستان است. این محوطهٔ باستان‌شناسی در فاصلهٔ حدود دوازده کیلومتری جنوب جلال‌آباد، در ولایت ننگرهار افغانستان واقع شده و بر مساحتی حدود یک کیلومتر مربع گسترده است. تپه‌های مصنوعی, تپه, بقایای صومعه‌ها، استوپاها و نمازخانه‌ها را در خود پنهان کرده‌اند.

نقشهٔ موقعیت هدّه
نقشهٔ موقعیت هَدَّه، ولایت ننگرهار، افغانستان

به گفتهٔ زائر چینی شوان‌زانگ (玄奘) که در سال‌های ۶۲۹ تا ۶۳۰ میلادی از این منطقه دیدن کرد، ناگاراهارا، نام باستانی منطقهٔ جلال‌آباد، استوپایی داشت که استخوان جمجمهٔ بودا (اوشنیشا) در آن نگهداری می‌شد و مجموعهٔ صومعه‌ای شکوفایی در پیرامون آن شکل گرفته بود. هَدَّه بدین‌سان یکی از مراکز بزرگ ستایش بقایای بودا در جهان بودایی باستان بود.

نقشهٔ کلی هدّه
نقشهٔ کلی محوطهٔ هَدَّه با نشان دادن صومعه‌های اصلی کاوش‌شده

تاریخ کاوش‌های هَدَّه نزدیک به دو قرن را در بر می‌گیرد، تاریخی آکنده از کشفیات استثنایی، مداخلات باستان‌شناسی پیشگامانه و به‌طور تراژیکی، تخریب‌های گسترده. این مقاله مراحل اصلی این تاریخ را از نخستین اکتشافات قرن نوزدهم تا تلاش‌های حفاظت دیجیتال قرن بیست‌ویکم بازگو می‌کند.

شاهدان باستانی: فاشیان، سونگ‌یون و شوان‌زانگ

نخستین توصیفات مکتوب از هَدَّه از دو زائر بودایی چینی به ما رسیده است. فاشیان (法顯) که در سال ۳۹۹ از چانگ‌آن عازم شد، از آسیای مرکزی و گندهارا عبور کرد تا به هند برسد. او در کتاب فوگوئو جی (佛國記، یادنامهٔ سرزمین‌های بودایی)، ناگاراهارا (نام باستانی منطقهٔ جلال‌آباد) را به‌عنوان مکانی مهم برای زیارت توصیف می‌کند که بقایای بودا, استخوان جمجمه، عصا و ردای بودا, در ساختمان‌هایی آراسته با طلا و لاجورد نگهداری می‌شدند.

کمی بیش از یک قرن بعد، حدود سال ۵۲۰ میلادی، سونگ‌یون (宋雲)، فرستادهٔ دربار وی شمالی که در جست‌وجوی متون بودایی اعزام شده بود، همراه با راهب هویی‌شنگ از گندهارا گذشت. گزارش او گواه پابرجایی زیارتگاه‌های بودایی منطقه است که در آن زمان زیر فرمانروایی هپتالیان قرار داشت.

یک قرن بعد، شوان‌زانگ (玄奘) در سال‌های ۶۲۹ تا ۶۳۰ میلادی در جریان سفر بزرگش به هند از این منطقه دیدن کرد. او در یادداشت‌های سرزمین‌های غربی (大唐西域記) اهمیت مذهبی ناگاراهارا را تأیید می‌کند و از استوپایی حاوی استخوان جمجمهٔ بودا یاد می‌کند که مجموعهٔ صومعه‌ای شکوفایی در اطرافش شکل گرفته بود. آیین ستایش بقایای بودا، همراه با هدایایی که به سوی صومعه‌ها روانه می‌کرد، به توانگری آنها و گسترش پیاپی‌شان یاری رساند. او خاطرنشان می‌سازد که چندین صومعه در حال افول بودند، که نشانه‌ای از رها شدن تدریجی بود که با گسترش اسلام در قرن‌های هشتم و نهم تشدید شد.

چارلز مَسون (۱۸۳۲–۱۸۳۸)

نخستین اکتشاف باستان‌شناسی هَدَّه توسط چارلز مَسون (نام اصلی: جیمز لوئیس، ۱۸۰۰–۱۸۵۳) انجام شد. مَسون فراری از ارتش کمپانی هند شرقی بریتانیا بود که به کاشف و سکه‌شناس تبدیل شده بود. بین سال‌های ۱۸۳۲ و ۱۸۳۸، مَسون دشت جلال‌آباد را گشت و دست‌کم چهارده استوپا را در هَدَّه و اطراف آن باز کرد.

مَسون باستان‌شناس به مفهوم مدرن نبود, روش‌هایش ابتدایی و مخرب بود, اما یافته‌هایش قابل‌توجه بود. او سکه‌های یونانی-باختری، اسکیتی-هندی، کوشانی و حتی رومی کشف کرد که گواه ارتباطات تجاری و فرهنگی منطقه بود. مجموعه‌های او به موزهٔ بریتانیا و کمپانی هند شرقی فرستاده شد.

ویلیام سیمپسون (۱۸۷۸–۱۸۷۹)

چهار دهه بعد، ویلیام سیمپسون (۱۸۲۳–۱۸۹۹)، هنرمند اسکاتلندی و خبرنگار جنگی نشریهٔ ایلاستریتد لندن نیوز، از جنگ دوم انگلیس و افغانستان بهره گرفت تا بقایای بودایی دشت جلال‌آباد را بررسی کند. او در سال‌های ۱۸۷۸–۱۸۷۹ استوپای اهین‌پوش را حفاری کرد و تپه‌ها و غارهای متعددی را در اطراف جلال‌آباد مستند ساخت و مشاهداتش را در «بقایای بودایی درهٔ جلال‌آباد» (۱۸۷۹) و سپس «غارهای بودایی افغانستان» (۱۸۸۲) منتشر کرد. طرح‌ها و نقشه‌برداری‌های او حلقهٔ ارزشمندی میان گمانه‌زنی‌های مَسون و کاوش‌های علمی قرن بیستم است.

ژول بارتو و دافا (۱۹۲۶–۱۹۲۸)

کاوش‌های بارتو در هدّه
کاوش‌های ژول بارتو در هَدَّه (۱۹۲۶–۱۹۲۸)، عکس دوره

مهم‌ترین مرحلهٔ باستان‌شناسی هَدَّه در سال ۱۹۲۲ با تأسیس هیئت باستان‌شناسی فرانسه در افغانستان (دافا) آغاز شد. این هیئت توسط آلفرد فوشه در چارچوب توافقنامه‌ای دوجانبه بین فرانسه و افغانستان شاه امان‌الله تأسیس شد. دافا از انحصار انحصاری بر کاوش‌های باستان‌شناسی در کشور برخوردار بود، امتیازی که تا سال ۱۹۵۲ ادامه یافت.

ژول بارتو (۱۸۸۱–۱۹۳۰)، زمین‌شناس و باستان‌شناس، کاوش‌های هَدَّه را بین سال‌های ۱۹۲۶ و ۱۹۲۸ هدایت کرد. در طی سه فصل فشرده، بارتو هشت صومعه را کاوش کرد، از جمله تپهٔ کلان (بزرگ‌ترین)، تپهٔ کفاریها، باغ‌گای و پراتس.

نقشهٔ تپهٔ کلان
نقشهٔ صومعهٔ تپهٔ کلان، بزرگ‌ترین محوطهٔ کاوش‌شده توسط بارتو

نتایج خیره‌کننده بود: حدود ۱۵٬۰۰۰ اثر باستانی از خاک بیرون آمد, عمدتاً مجسمه‌هایی از گچ، خاک خام و شیست که بودا، بودیساتوا، خدایان و شخصیت‌های عادی را به تصویر می‌کشیدند. از مشهورترین قطعات، «جن گل‌ها» (HADB 472) بود, ایزدی فرودست با چهره‌ای کودکانه و مهربان و گلی در دست, که به یکی از نمادهای هنر هَدَّه تبدیل شد.

بارتو دو جلد اساسی منتشر کرد: کاوش‌های هَدَّه، جلد اول: استوپاها و محوطه‌ها (۱۹۳۳) و جلد سوم: تصاویر و مجسمه‌ها (۱۹۳۰). یافته‌ها به دو نیم تقسیم شدند: نیمی در موزهٔ کابل ماند و هستهٔ مجموعهٔ گندهارایی افغانستان را تشکیل داد و نیم دیگر به موزهٔ گیمه در پاریس رفت.

مؤسسهٔ باستان‌شناسی افغان (۱۹۶۵–۱۹۷۳)

پس از پایان انحصار فرانسه در سال ۱۹۵۲، دورهٔ جدیدی برای باستان‌شناسی افغانستان آغاز شد. در سال ۱۹۶۵، شایبای مستمندی، باستان‌شناس افغان تحصیل‌کرده در فرانسه، نخستین کاوش‌های افغانی را در هَدَّه، در محوطهٔ تپهٔ شتر آغاز کرد. این کاوش‌های پیشگامانه ظهور باستان‌شناسی ملی را در افغانستان رقم زد.

در سال ۱۹۶۶، مؤسسهٔ باستان‌شناسی افغان (AIA) رسماً تأسیس شد و مستمندی کار خود را تا سال ۱۹۷۳ ادامه داد. او لایه‌های چینه‌شناختی مهم و تزئینات گچی بسیار ظریفی را آشکار ساخت و نشان داد که تپهٔ شتر هنوز گنجینه‌های ناشناخته‌ای در خود دارد. شگفت‌انگیزترین کشف، طاقچهٔ سیزدهم استوپای اصلی بود، همان «طاقچهٔ ناگاها»ی مشهور که دیدار بودا از پادشاه ناگاها را در محیطی آبی به تصویر می‌کشد. ترکیب‌بندی «در عمق» این صحنه تاکنون کشفی یگانه در سرزمین‌های ماست. این اثر، آمیزه‌ای از تأثیرات هلنی و سنت‌های محلی، شاهکار مطلق هنر هَدَّه به شمار می‌آید.

زمریالی طرزی و تپهٔ شتر (۱۹۷۴–۱۹۷۶)

پربارترین دورهٔ کاوش‌های افغانی در هَدَّه تحت رهبری استاد زمریالی طرزی، باستان‌شناس افغان تحصیل‌کرده در دانشگاه استراسبورگ، انجام شد. بین سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۶، طرزی سه فصل کاوش سیستماتیک را در تپهٔ شتر انجام داد و مجموعه‌ای استثنایی از تزئینات پیکرتراشی درجا را آشکار ساخت.

تابلوی استوپای ۲۹
تابلوی تزئینی استوپای ۲۹ در تپهٔ شتر، کاوش‌های طرزی

کشف بزرگ، طاقچه‌های V1، V2 و V3 بود که از پیکره‌های بودایی قالب‌گیری‌شده از گل آکنده بودند. طاقچهٔ V2 حاوی هراکلس-وَجرَپانی برجسته‌ای بود, شخصیتی ترکیبی که نمادشناسی قهرمان یونانی هراکلس (گرز، پوست شیر) را با نگهبان بودایی وَجرَپانی ترکیب می‌کرد. در همین مجموعه، هاریتی‌ای با چهرهٔ الههٔ یونانی تیخه و وَجرَپانی‌ای با چهرهٔ اسکندر مقدونی نیز این گفت‌وگوی میان جهان یونانی و آیین بودا را به نمایش می‌گذارند.

طرزی همچنین نقاشی‌های دیواری رنگارنگ, به‌ویژه تزئینات نقاشی‌شدهٔ غار A, و کتیبه‌هایی به خط خروشتی کشف کرد. کارهای او نشان داد که گچ‌بُری‌های هَدَّه حلقهٔ گم‌شده‌ای بین مجسمه‌سازی هلنی سنگی گندهارا و سنت‌های گلی و گچی آسیای مرکزی و هند بود.

تخریب و غارت (۱۹۷۹–۲۰۰۱)

تخریب تپهٔ شتر
تپهٔ شتر پس از تخریب, طاقچه‌های مجسمه‌دار به‌طور سیستماتیک ویران شدند

تهاجم شوروی در دسامبر ۱۹۷۹ به‌طور ناگهانی تمام فعالیت‌های باستان‌شناسی در هَدَّه را متوقف کرد. درگیری‌ها بین ارتش شوروی و مجاهدین دشت جلال‌آباد را ویران کرد. محوطهٔ هَدَّه که در منطقهٔ جنگی قرار داشت، آسیب‌های شدیدی دید.

پس از عقب‌نشینی شوروی (۱۹۸۹)، جنگ داخلی حتی ویرانگرتر بود. غارت‌های سیستماتیک افزایش یافت و بازار سیاه آثار عتیقه را تغذیه کرد.

ویرانه‌های تپهٔ کلان
تپهٔ کلان در ویرانی, بقایای بزرگ‌ترین صومعهٔ هَدَّه پس از دهه‌ها تخریب

در سال ۱۹۹۲، طاقچهٔ V2 تپهٔ شتر, که هراکلس-وَجرَپانی کشف‌شده توسط طرزی را در خود داشت, ویران و سوزانده شد.

ویرانه‌های هدّه
نمایی از محوطهٔ هَدَّه که وسعت تخریب را نشان می‌دهد

ضربهٔ نهایی در مارس ۲۰۰۱ وارد شد، زمانی که رژیم طالبان دستور تخریب سیستماتیک همهٔ «بت‌ها» در موزهٔ ملی کابل را صادر کرد. بیش از ۷٬۶۰۰ قطعه مجسمه، عمدتاً از هَدَّه، به‌طور روش‌مند با چکش خرد شدند. این تخریب فرهنگی برنامه‌ریزی‌شده، که چند روز پیش از انفجار بوداهای بامیان رخ داد، محکومیت بین‌المللی یکپارچه‌ای برانگیخت.

حفظ حافظه

در برابر گستردگی تخریب‌ها، جامعهٔ بین‌المللی و پژوهشگران برای حفظ حافظهٔ هَدَّه بسیج شده‌اند.

در سال ۲۰۰۶، انتشار فهرست تیسو, فهرست موزهٔ ملی افغانستان، ۱۹۳۱–۱۹۸۵ اثر فرانسین تیسو, فهرست عکاسی سیستماتیکی از مجموعهٔ گندهارایی موزهٔ کابل، آن‌چنان که پیش از تخریب‌ها وجود داشت، فراهم کرد.

نقشهٔ به‌روز تپهٔ کلان
نقشهٔ به‌روزشدهٔ تپهٔ کلان (۲۰۲۵), مستندسازی دیجیتال امکان حفظ و تکمیل نقشه‌برداری‌های باستان‌شناسی را فراهم می‌کند

پژوهش‌ها دربارهٔ هَدَّه امروز در چارچوب Digital Gandhara Project وابسته به Harvard FAS CAMLab نیز ادامه دارد و گروه ما در آن مشارکت می‌کند. طرح آزمایشی بازسازی دیجیتال صومعهٔ تپهٔ شتر در سال ۲۰۲۴ در کنفرانس بین‌المللی EASAA ارائه شد و چیدمان فراگیر «هَدَّه» از سال ۲۰۲۶ در موزهٔ هنر کلیولند در چارچوب برنامهٔ Sacred Sites Revisited به نمایش گذاشته شده است.

پروژهٔ HADB (پایگاه دادهٔ باستان‌شناسی هَدَّه) در همین پویایی حفاظت دیجیتال جای می‌گیرد. با گردآوری تمام اطلاعات موجود, عکس‌ها، توصیفات، مکان‌ها، نشریات, در یک پایگاه دادهٔ ساختاریافته، پروژهٔ HADB قصد دارد مجموعه‌ای را که تا حد زیادی نابود شده به‌صورت مجازی بازسازی کند و آن را در دسترس پژوهشگران، دانشجویان و عموم قرار دهد.

چالش بزرگ است: بدون این تلاش‌های دیجیتالی‌سازی و فهرست‌نگاری، بخش بزرگی از تاریخ هنری و مذهبی گندهارا در خطر فراموشی قرار می‌گیرد. فناوری‌های دیجیتال امروز امکانی را فراهم می‌کنند نه فقط برای حفظ آنچه باقی مانده، بلکه برای بازپیوستن قطعات پراکنده در موزه‌ها و مجموعه‌های سراسر جهان.